اگرسایه ای در خواب دیدی
...
چو سایه را درچاه دیدی
...
نا خداگاه دستت تکان میدهی
...

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 21:3  توسط mehran
|

چه زیبا رفت...
+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 19:17  توسط mehran
|

چرا...
+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 19:13  توسط mehran
|
چو مهدی آید ،زمین سبز گردد
باغ شاد و پرنده به آواز گردد
به دشت تشنه چمن با ناز باز گردد
در آسمان تیره چنگ آفتاب ساز گردد...
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 21:50  توسط mehran
|
امام مهدی کیست؟
پدرش امام حسن فرزند علی، فرزند محمّد، فرزند موسی، فرزند جعفر، فرزند محمّد، فرزند علی، فرزند حسین، فرزند علی بن ابی طالب(درود خداوند بر تمامی آنان باد) بود و مادرش کنیزی ترک و از سلاله پاکی بود که با اوصیای عیسی بن مریم علیهما السلام پیوند مییافت. نام این کنیز، نرجس یا صیقل بود.
او پیش از ازدواج با امام حسنعلیه السلام در کشور خود،به خاطر خوابی که دیده بود، اسلام آورد و هنگامی که طلایهداران سپاهاسلام به دیارش هجوم بردند خود را تسلیم آنان کرد تا تقدیر، او را به خانه امام عسکری بیاورد و مادر حجّت خدا گردد.
پنهان بودن میلاد حجت الله
ولادت امام زمانعلیه السلام بدین گونه انجام پذیرفت و به خاطر شرایط سیاسی آن دوران در زیر پرده کتمان پوشیده ماند.
امام حسن عسکریعلیه السلام تولد فرزند خودش را جز به اصحاب خاص خود در میان ننهاد.
در روایتی از کتاب غیبت، از عدّهای از اصحاب امام عسکری نقل شده است که گفتند: نزد امام عسکری علیه السلام گرد آمده بودیم و از وی در باره حجّت و پیشوای پس از او پرسش میکردیم.
در مجلس او چهل مرد حضور داشتند.
عثمان بن سعید بن عمر عمری در برابر آن حضرت بر پا خاست و گفت: فرزند رسول خدا! میخواهم درباره مطلبی از شما سؤال کنم که خود بدان داناتر از منی.
امام به او فرمود: بنشین عثمان! عثمان ناراحتوخشمگین برخاست تا خارج شود.
امّا آن حضرت فرمود: کسی بیرون نرود.
هیچ کدام از ما بیرون نرفتیم. تا پس از ساعتی که امام، عثمان را با صدای رسا ندا داد. عثمان روی پاهایش برخاست.
امام فرمود: آیا شما رابه خاطر مطلبی که آمدهاید، آگهی دهم؟ همه گفتند: آری ای فرزند رسول خدا! فرمود: شما آمدهاید تا درباره حجّت پس از من سؤال کنید: همه گفتند: آری.
ناگهان پسری را دیدیم مثل پاره ماه، شبیهتر از هر کسی به امام عسکری! فرمود: این پس از من پیشوای شماست و جانشین من بر شما.
او را فرمان برید و پس از من به تفرقه دچار نشوید که در دین خویش به هلاکت افتید.
بدانید که شما پس از این روز او را نخواهید دید تا عمرش کامل گردد. از عثمان بن سعید آنچه را میگوید بپذیرید و فرمان او را اطاعت کنید.
که او جانشین امام شماست و کار به دست اوست. ] .
طی این مدّت عدّهای به نام وکیل، پُل ارتباطی میان امام و شیعیان بودند.
غیبت صغری
غیبت صغری پس از آنکه پیشوایان هدایتگر، طی گذشت دو قرن و نیم از عمر رسالت پس از پیامبر صلی الله علیه وآله احکام و شرایع دین را تبیین کرده بودند، و پس از آنکه برگزیدگان امّت از طریق جانشینان معصوم پیامبران، پرچم آنها را بر دوش گرفتند و ریشههای شناخت و معرفت الهی در جان هزاران هزار نفر استحکام پذیرفت، و از پسِ آنکه جریانِ مکتبی وظیفه انقلاب بر ضدّ ستم و طغیان را عهده دار گردید و در برابر انحرافات اساسی در دین قد علم کرد، خداوند برای ولی اللَّه اعظم حضرت حجّت بن الحسن علیهما السلام غیبت صغری را مقدّر فرمود.
این غیبت از سال 260 ه تا سال 329 ه به طول انجامید.
در طی این مدّت عدّهای به نام وکیل، پُل ارتباطی میان امام و شیعیان بودند.
اینان عبارتند از:
1 - ابو عمرو عثمان بن سعید.
وی وکیل امام حسن عسکری علیه السلام بود و پس از در گذشت آن بزرگوار نایب امام حجّت گردید.
2 - پس از وفات عثمان در سال 266 ه، امام حجّت فرزند وی ابوجعفر محمّد بن عثمان را نایب خویش قرار داد.
مدّت نیابت محمّد 38 سال بود.
3 - پس از محمّد بن عثمان، حسین بن روح به نیابت رسید.
او که از سال 304 ه، بدین سمت منصوب شد برای مدّت 22 سال از جانب امام به عنوان مرجع شیعیان عمل میکرد.
4 - پس از آنکه حسین بن روح، ندای پروردگارش را اجابت گفت.
امام علیه السلام، علی بن سمری را به عنوان جانشین او تعیین کرد.
علی بن محمّد سه سال در این منصب باقی ماند و چون وفاتش نزدیک شد، از آن حضرت درباره کسی که پس از وی باید جانشین شود پرسش کرد.
امّا آن حضرت به وی آگهی داد که پس از وفات او دوره غیبت صغری نیز به پایان میرسد.
در طول سالهای غیبت صغری چهار فقیه بزرگ یاد شده، به نیابت از امام نقش رهبری را ایفا میکردند و چه بسا این مدّت برای تربیت امّت برای گزینش رهبران خود در دوره غیبت کبری از میان فقها، کسانی را که از نظر خصوصیتها به نوّاب اربعه بیشتر نزدیک باشند، کافی بوده است.
چرا که ضروری بود امّت از میان فقهای عادل و راسخ در دانش اهل بیت، و زاهد در دنیا و کسانی که تبلور تعالیم مکتب هستند، بتواند کسی را برگزیند.
شاید حکمت این امر در این نهفته باشد که ارتباط الهی از وحی به وصایت (امامت) واز آن به نیابت خاصّه و پس از آن به نیابت عامه، درجه بندی میشود.
روزگار پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه وآله، روزگار وحی است که شاهد ماجراهای عظیمی است.
پس از آنکه کار تبلیغ رسالت کامل شد، ائمه علیهم السلام مأمور این وظیفه شدند که آیات متشابه قرآنی را تفسیر کنند.
چرا که مردم خود میبایست مستقیماً به آیات محکم رجوع میکردند. این نکته خود گامی پیش برنده در راه برخورد با وحی تلقّی میشود. در روزگار امامت، بسیاری از دانشمندان مسلمان در پی فرا گرفتن فقه، همّت گماردند تا آنجا که برخی از آنان از سوی ائمه مأمورِ دادن فتوا شده بودند.
بعد از این دوره، مرحله نیابت خاصّه آغاز میشود.
مردم در این مرحله وظیفه داشتند از طریق مراجعه به نوّاب امام علیه السلام و نه به صورت مستقیم، آن چنانکه در روزگار امامت معمول بود، با آن حضرت تماس بگیرند.
امّا اکنون که عصر نیابت عامّه است، مسلمانان باید به فقیهان عادلی که بنابر مقیاسهای عمومی، به شایستگیهای آنها شناخت پیدا کردهاند، مراجعه کنند.
این شایستگیها از زبان ائمه علیهم السلام برای مردم بازگو و تبیین شده است.
اگر چه ارتباط حجّت اللَّه با اولیای خدا به اشکال گوناگونی ادامه دارد، لیکن این امر در چهار چوب احکام ظاهری داخل نمیگردد.
چونهیچ کس نمیتواند ادعا کند که نایب خاصّ امام است. حتّی نمیتواند ادعا داشته باشد که با امام ارتباط مستقیم دارد و چنانکه کسی زبان به چنین ادعاهایی بگشاید مسلمانان خود باید او را تکذیب کنند.
اگر چنین درجهبندی وجود نمیداشت، امّت با فاجعهای واقعی روبرو میشد.
خلاصه آثار و فواید دعا برای فرج آن بزرگوار
صاحب مکیال المکارم خلاصه آثار و فواید و ویژگیهایی را که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، بیان می کند و ما هم به جهت اینکه کتاب مکیال المکارم که به امر مطاع ولی عصر علیه السلام نوشته شده کتابی مبارک و پر خیر است، مطالب آن را ذیلا نقل می کنیم: دعا کننده برای فرج حضرت مشمول برکات زیر می گردد:
1 - اطاعت از امر مولایش کرده است، که فرموده اند: و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.
2 - این دعا سبب زیاد شدن نعمتها می گردد.
3 - و اظهار محبت قلبی است.
4 - و نشانه انتظار است.
[ صفحه 57]
5- و زنده کردن امر ائمه اطهار علیهم السلام است.
6 - و مایه ناراحتی شیطان لعین است.
7 - و اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است (که اداء حق هر صاحب حقی واجب ترین امور است).
9 - و تعظیم خداوند و دین خداوند است.
10 - حضرت صاحب الزمان علیه السلام در حق دعا کننده دعا می کند.
11 - شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.
12 - و شفاعت پیامبر ان شاء الله شامل حال او می شود.
13 - و این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت اوست.
14 - و مایه استجابت دعا می شود.
15 - و اداء اجر رسالت است.
16 - و مایه دفع بلاست.
17 - و سبب وسعت روزی است ان شاء الله.
18 - و باعث آمرزش گناهان می شود.
19 - و دعا کننده مشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود.
20 - و در زمان ظهور آن حضرت به دنیا رجعت می کند.
21 - و از برادران پیامبر صلی الله علیه و آله خواهد بود.
22 - و فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام زودتر واقع خواهد شد.
23 - و سبب پیروزی از پیغمبر و امامان - صلوات الله علیهم اجمعین - می شود.
24 - و وفای به عهد و پیمان الهی است.
25 - و آثار نیکی به والدین برای دعا کننده فرج حاصل می گردد.
یوسف گمگشته
صبر و قرار من به سر آمده
زود بیا وقت سحر آمده
گو چه کنم از غم هجران تو
از همه کس جز تو خبر آمده
بس زغمت گریه کنم روز و شب
چشم من از کاسه به در آمده
چون شده ام در صف دیوانگان
لیلی و مجنون به نظر آمده
کی شود این مژده ز تو بشنوم
یوسف گمگشته ز در آمده
بهر خدا و دل کاشف بیا
وقـت رهـائی بشـر آمده
جواد چاوشی ـ کاشف

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 19:20  توسط mehran
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 15:2  توسط mehran
|
تورامن چشم در راهم. شباهنگام
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 14:18  توسط mehran
|
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 15:54  توسط mehran
|
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 15:41  توسط mehran
|
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 15:34  توسط mehran
|